دیشب، یک شب قبل از مرگش، جان کسی را نجات دادم، که چهارسال است مرده...
دیشب، شب مرگش، برایش بسیار گریستم، برای صورت مهربان رنجوری، که امثال و حکم گویان در لباس سپید رفته بود قبل از رسیدنم، مهربانی اش گل کرد و دستهای مرده اش را برایم تکان داد.
دیشب برای اولین بار، دست کسی را در لباسِ مُردنش گرفته بودم. شکل مرگش، آرام و کهنه و بی انتظار بود.
مناظر دلخواه...ما را در سایت مناظر دلخواه دنبال میکنید
برچسب: دیشب, نویسنده: بازدید: 180 تاريخ: جمعه 24 شهريور 1396 ساعت: 22:07
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
مناظر دلخواه...ما را در سایت مناظر دلخواه دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 168 تاريخ: دوشنبه 13 شهريور 1396 ساعت: 14:18
از شما که میآیید و میخوانید سپاسگزارم. دیدن ردّ نگاهتان، تأکیدها و برگشت هایتان، بزنگاههای فراموش شدهام را یاد میآورد. مرور کردنِ خود، مثل برانداز نقاشیِ در حال خلق شدن است، اشتباه ها کمتر میشوند و مخلوق، کاملتر.
ما را در سایت مناظر دلخواه دنبال میکنید
برچسب: آفریدیار, نویسنده: بازدید: 168 تاريخ: يکشنبه 12 شهريور 1396 ساعت: 18:21